جمعه, ۱۱ بهمن ۱۴۰۴

مطلب تحلیلی روز:

پیمان ابراهیم و آینده خاورمیانه

مردم سالاری: پیمان ابراهیم و آینده خاورمیانه

 

شنبه ۸ آذر ۱۴۰۴

پیمان ابراهیم و آینده خاورمیانه

منصور انصاری

بر آن نیستم که از مفهوم کلی و مبهم «خاورمیانه جدید» سخن بگویم. در جهانی که تحولات با سرعتی غیرقابل تصور رخ می‌دهد، همه چیز رنگ تازگی دارد. اما فعلا تنها طرحی که می‌توان در مورد آینده خاورمیانه از آن یاد کرد هرچند هنوز نهایی نشده است «طرح ابراهیم» است؛ طرحی که در دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ مطرح شد، اما شرایط آن زمان به گونه‌ای نبود که کشورها، چه در حوزه خلیج فارس و چه ورای آن مانند ترکیه، قزاقستان و دیگر کشورهای تازه‌استقلال‌یافته شمالی یا حتی کشورهای عربی خاورمیانه و اردن، از آن استقبال کنند؛ زیرا پای اسرائیل در میان بود.

به بیان دیگر، این کشورهای عمدتا مسلمان که با قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی روابط اقتصادی و تجاری داشتند، در پیوستن به یک پیمان فراگیر سیاسی ـ اقتصادی که چشم‌اندازی کم‌چالش از «خاورمیانه بزرگ» ارائه می‌کرد، تردید داشتند. به‌ویژه عربستان، که همچنان اصرار دارد در پیمانی که قرار است اسرائیل در آن نقشی محوری ایفا کند، حضور نداشته باشد.

این تردید از ورود به پیمان ابراهیم برای بعضی از کشورهای عربی تعیین کننده، نگرانی از افکار عمومی ضد صهیونیستی کشورهایشان است. این کشورها مانند مصر و تونس که در گردباد بهار عربی با تحولاتی مواجه شدند در عرصه اقتصادی و اجتماعی دست به اقداماتی زدند.

حتی عربستان سعودی که از ترکش‌ها و تلاطمات بهار عربی بی‌نصیب نماند، کوشش کرد میزان رفاه عمومی مردم به ویژ دهک‌های پایین را بیش از آنچه هست افزایش دهد و حمایت‌های گسترده‌تری از اقشار کم‌درآمد، طبقه متوسط، دانشجویان و نسل جوان فراهم کند.

با این حال، بسیاری از کشورهای منطقه همچنان در پذیرش پیمان موسوم به «ابراهیم» ــ که از سوی آمریکا و اسرائیل برای هموارسازی روابط و کاهش ناترازی‌های منطقه‌ای طراحی شده ــ تردید دارند. اما پس از تحولات ناشی از حمله هفتم اکتبر، فضای سیاسی تغییر کرده و شرایط برای پیشبرد این پیمان مساعدتر شده است.

برخی کشورها نیز، چه آشکار و چه پنهان، به آن پیوسته‌اند. با این همه، این پیمان زمانی استحکام می‌یابد و به‌عنوان یک شاخص تعیین‌کننده سیاسی، اقتصادی و حتی نظامی در خاورمیانه عمومیت پیدا می‌کند و مبنای کنش دیپلماتیک قرار می‌گیرد که عربستان سعودی نیز آن را بی‌پرده و رسمی بپذیرد؛ موضوعی که پس از سفر بن‌سلمان به آمریکا به رغم امضای قرارداد تسلیحاتی بسته ۱۴2 میلیارد دلاری، هنوز از سوی ریاض مورد پذیرش قرار نگرفته است.

باید گفت جمهوری اسلامی ایران همچنان به عنوان مخالف جدی استقرار این پیمان باقی مانده و فعلا خواهد ماند که در این صورت این پرسش اساسی مطرح ‌می‌شود: در صورت تثبیت نسبی این پیمان و همراهی ــ نه لزوما موافقت و همکاری ــ عربستان، جمهوری اسلامی ایران چه بسترهای واقعی و عینی در حوزه دیپلماتیک و اقتصادی در اختیار خواهد داشت تا بتواند مخالفت خود را از سطح موضع‌گیری‌های سیاسی فراتر برده و آن را در قالب یک اقدام عملی و در چارچوبِ تقابل‌جوییِ اجتناب‌ناپذیرِ سیاست‌گذاری منطقه‌ای نشان دهد و در صف‌بندی‌های جدید جایگاهی مؤثر برای خود تعریف کند؟

اینکه آیا کشوری مانند چین که خود روابط گسترده ای با کشورهای منطقه و حوزه خلیج فارس دارد، یا روسیه پوتین، وارد صف‌بندی قوایی که جمهوری اسلامی ایجاد ‌می‌کند خواهند شد و نقش بازیگران اصلی را ایفا خواهند کرد موضوعی است که در حال حاضر نمی‌توان ارزیابی دقیقی در مورد آن ارائه داد و باید منتظر تحولات پر شتاب و دگرگونی‌های اساسی در خاورمیانه ماند که در نهایت آرایش قوا و صف‌بندی سیاسی یا نظامی به کجا ‌می‌انجامد. البته می‌توان پرسید آنچه قرار است شکل بگیرد، بیشتر ماهیتی اقتصادی ـ سیاسی خواهد داشت یا اینکه این پیمان، برای حفظ ثبات اقتصادی اعضای خود، ناگزیر به‌سوی استقرار یک چتر نظامی حرکت خواهد کرد؟

به عبارت دیگر، این پرسش که آیا با استقرار نسبی و کم و بیش این پیمان که عواید و منافع وسیع اقتصادی برای کشورهای عضو آن دارد، حضور نظامی آمریکا در ابعاد مختلف در زمین و دریا گسترش ‌می‌یابد و نظا‌می‌گری کشورهای غربی در منطقه بیشتر خواهد شد، یا چون ماهیت پیمان اقتصادی است حضور نظامی و نظا‌می‌گری را کاهش می‌دهد، موضوعی است که باید در مورد آن مداقه و تامل کرد، با این حال، می‌توان از منظر نظریه‌های ایده‌آلیستی چنین ارزیابی کرد که پیمان‌های اقتصادی و منافع حاصل از آن‌ها میان کشورهای منطقه، زمینه‌ساز صلح، همزیستی مسالمت‌آمیز و تقویت اصول حسن همجواری می‌شود. در مقابل، مطابق دیدگاه نظریه‌پردازان رئالیست - چه در گرایش تهاجمی و چه تدافعی - دستیابی به منافع و عواید گسترده در قالب پیمان‌هایی مانند «ابراهیم» می‌تواند خود به عاملی برای تشدید رقابت‌ها و افزایش احتمال بروز تنش‌ها و حتی جنگ‌های جدید تبدیل شود.

در پایان می‌توان پرسید؛ آیا خاورمیانه به مرحله‌ای رسیده است که صلح، آرامش و کاهش تنش‌ها در آن امکان‌پذیر شود؛ به‌گونه‌ای که جایی برای ظهور و گسترش گروه‌هایی مانند داعش و دیگر سازمان‌های مسلح باقی نماند و تضادهای تاریخیِ برجا‌مانده از پیمان فوق‌محرمانه سایکس- پیکو رو به کاهش گذارد؟ آیا می‌توان امید داشت که خاورمیانه سرانجام روی آرامش و صلح را به خود ببیند؟

 

  

 

  

 

 

 

33561927783576807403

  

تمامی حقوق مادی معنوی سایت محفوظ است .