شنبه, ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

زنجیره ارزش جهانی و تحول ساختاری نظام بهره برداری کشاورزی اروپا

 

 

کشاورزی آیندۀ جهان-06/ 02/ 1402

نویسنده: حسین شیرزاد، تحلیل گر و دکترای توسعه کشاورزی

نظام بهره برداری کشاورزی اتحادیه اروپا (EU) در چهار دهه گذشته دستخوش تغییرات ساختاری قابل توجهی شده است. مشهودترین و مرتبط ترین تحولات ساختاری در کشاورزی اتحادیه اروپا در کاهش تعداد مزارع، رشد اندازه مزرعه و تخصصی شدن مجدد تولید به همراه رشد 62 درصدی بهره وری عوامل تولید در طول زمان منعکس شده است.

به عنوان مثال، تعداد مزارع در اتحادیه اروپا بین سال های 2005 و 2010 به طور متوسط ​​سالانه 3.7 درصد کاهش یافت. در مقابل، متوسط ​​اندازه مزرعه در همان دوره 3.8 درصد در سال افزایش یافت. با افزایش اندازه مزرعه، مزارع تمایل دارند در کشت غلات و چرای دام تخصص داشته باشند و از کشاورزی مختلط دور شوند. درک محرک های این تغییرات ساختاری گذشته به پروژه های نوسازی کشاورزی اتحادیه در آینده کمک می کند و پیامدهای سیاستی قابل توجهی دارد، زیرا یکی از اولویت های کلیدی سیاست مشترک کشاورزی (CAP) ارتقای توسعه روستاییوجلوگیری از رها شدن تولید در مناطق کشاورزیاست.

اتحادیه اروپا عدم استفاده از برخی از مناطق کشاورزی بالقوه مولد (زمین های آیش) را برای حفاظت از تنوع زیستی و دلایل دیگر تشویق می کند.با توجه به بحران غذایی، در مارس 2022، کمیسیون اروپا به کشورهای اتحادیه اروپا اجازه داد تا از قوانین آیش فعلی عدول کنند و پرداخت های سبز را ارائه دهندحتی کشاورزان زمین را برای پرورش غذا و خوراک در سال 2022 استفاده کنند.

بر اساس آخرین اصلاحات سیاست مشترک کشاورزی اتحادیه اروپا (CAP)، همه مزارع باید حداقل 4 درصد از زمین های کشاورزی خود را از سال 2023 کنار بگذارند تا واجد شرایط پرداخت مستقیم باشند. طبق گزارش فائو، در سال 2019 حدود 6.1 میلیون هکتار زمین آیش در اتحادیه اروپا (به استثنای بریتانیا) وجود داشتاین حدود 6 درصد از زمین های کشاورزی قابل کشت در اتحادیه اروپا را تشکیل می دهد.

آیش به طور مساوی بین کشورهای اتحادیه اروپا توزیع نمی شود و لزوماً متناسب با اندازه آنها نیست.اسپانیا به تنهایی دارای نیمی از زمین های آیش است، در حالی که آلمانزمین های پاییزی کمتری را نسبت به یونان گزارش کرده است.به طور کلی، وقتی کشاورزان زمین را برای آیش کنار می گذارند، مناطقی را انتخاب می کنند که بهره وری کمتر از میانگین دارند. علاوه بر این، دستاوردهای تنوع زیستی حاصل از حفظ زمین آیش به حفظ ظرفیت های تولیدی مناطق کشاورزی اتحادیه اروپا در میان مدت و بلند مدت کمک خواهد کرد.

مدیریت زمین‌های زراعی و آیش می‌تواند اهرم های قدرتمندی را برای کاهش برخی از ردپاهای اکولوژیکی این بخش از نظر انتشار گازهای گلخانه ای، تنوع زیستی و استفاده از آب فراهم کند. علاوه بر این، کشاورزان می‌خواهند از آفت‌کش‌ها و کودهای شیمیایی بیشتری در زمین‌های آیش با تولید کمتر استفاده کنند، که حتی برای رسیدن اتحادیه اروپا به اهداف تنوع زیستی‌اش مضرتر خواهد بود. در نهایت،برگرداندن 6 درصد اراضی فعلی که در حال آیش هستند به تولید می تواند واقع بینانه باشد. از سوی دیگر نوآوری و فناوری به کشاورزان اروپایی این امکان را داده است که بهمیزان قابل توجهی بازدهی خود را افزایش دادهو در میان مولدترین کشاورزان جهان قرار گیرند. ارزش افزوده اتحادیه اروپا به ازای هر کارگر کشاورزی 26000 دلار یاهفت برابر بیشتر از میانگین جهانیاست (منطقه یورو 11 برابر بیشتر است). عملکرد غلات اتحادیه اروپا یا بازده به ازای هر واحد زمین مورد استفاده، 5.5 تن در هکتار در مقایسه با میانگین جهانی 1.3 تن در هکتار است.استفاده گسترده از ماشین آلات و نهاده هایی مانند کود و آفت کش ها منجر به تشدید تولید شده و پایداریتولید را افزایش می دهد.بیشتر کودهای نیتروژن دار در اتحادیه اروپا از روسیه می آید، در حالی که پتاس عمدتاً از روسیه و بلاروس وارد می شود. منابع جایگزین پتاس ممکن است در طولانی مدت از کانادا امکان پذیر باشد.اما کانادا برای بهره برداری از منابع پتاس خود به زمان و سرمایه گذاری نیاز دارد.کود فسفر، که عموماً از مراکش وارد می‌شود، باید تحت تأثیرتحولات کنونی و افزایش قیمتها قرار نگیرد.قبل از جنگ، تولید کود در اتحادیه اروپا بخش کوچکی از تولید جهانی کود (9 درصد نیتروژن، 3 درصد فسفات، 8 درصد پتاس) بوداز آنجایی که گاز طبیعی 80 درصد هزینه تولید کود نیتروژن را تشکیل می دهد و قیمت گاز طبیعی افزایش یافته است (به ده برابر بیشتر از قبل از جنگ در اروپا و حدود سه برابر بیشتر در ایالات متحده)، هزینه های تولید نیز تا چند برابر افزایش یافته است. افزایش قیمت ها و اختلال در عرضه به ویژه برای اروپا به دلیل وابستگی 40 درصدی گذشته به روسیه برای واردات گاز طبیعی بسیار مهم است.کاهش واردات گاز روسیهباعث شده است کهتولیدکود در اروپا به میزان قابل توجهی کاهش یابد.تولید اروپایی از آمونیاک به نصف و کود نیتروژن 67 درصد کاهش یافته است. تولید گوشت در اروپا بسیار مولد و به طور فزاینده ای فشرده و متمرکز است، در اتحادیه اروپا نزدیک به 70 درصد از مساحت کشاورزی مورد استفاده توسط 7 درصد از بزرگترین مزارع (بیش از 50 هکتار) توسط دام ها اشغال شده استاین شدت بر تنوع زیستی، حاصلخیزی خاک، مقاومت آنتی بیوتیکی انسان و رفاه حیوانات تأثیر می گذارد. نظام دامپروری اروپا از نظر جغرافیایی نیز متمرکز استاسپانیا، فرانسه و آلمان تولیدکنندگان اصلی هستند: اسپانیا میزبان 22 درصد از جمعیت خوک و 24 درصد گوسفند، فرانسه میزبان 23 درصد از جمعیت گاو اتحادیه اروپا است. تولیدات دامی از 71 درصد تولید زمین‌های کشاورزی اتحادیه اروپا استفاده می‌کند، چون عمده مراتع، و اراضی کشاورزی برای محصولات خوراک دام و طیور در نظر گرفته می‌شود. تولیدات اروپایی از نظر کاربری زمین پربازده ترین شکل تولید به شمار می روند.اتحادیه بیش از دو برابر آسیا تولید می کند، بهره وری اروپا از نظر شاخص" تن گوشت در هکتار" نیز بالاتر از سایر مناطق است زیرا تولید در اتحادیه اروپا بیشتر بر گوشت خوک و مرغ متمرکز است تا گوشت گاو ونیمی از تولید گوشت اتحادیه اروپا در سال 2020 گوشت خوک، مرغ 30 درصد و گوشت گاو 15 درصد بود. خوراک دام دربرگیرنده یک سوم مصرف جهانی غلات است. در اتحادیه اروپا 68 درصد غلات برای خوراک دام است. اتحادیه اروپا برای خوراک خود تا حد زیادی به واردات متکی است و تنها 31 درصد از کل خوراک مصرف شده در اتحادیه اروپا را خود تولید می کند. سویا و ذرت منابع اصلی خوراک هستند. 77 درصد تا 90 درصد دانه سویا برای تغذیه حیوانات استفاده می شود . واردات سویا بیشتر از برزیل، آمریکا و آرژانتین می آید. اتحادیه اروپا پس از چین (هرچند با اختلاف زیاد)، دومین واردکننده بزرگ سویا است، در حالی که چین در سال‌های 2021-2022 معادل 91.6 میلیون تن سویا وارد کرد (59 درصد کل تجارت جهانی)، اتحادیه اروپا 14.1 میلیون تن (9 درصد) وارد کرد. سویا پس از تبدیل جنگل به مرتع، به ویژه در آمریکای جنوبی، دومین محرک بزرگ جنگل زدایی در سراسر جهان است. همچنین از کل تولید جهانی ذرت، 59 درصد به خوراک دام و طیورختم می شود.اتحادیه اروپا نه تنها برای گوشت و محصولات لبنی (به جز ماهی) نسبتاً به خود متکی است،بلکه صادرکننده خالصگوشت گاو (2 درصد از تولید اتحادیه اروپا)، تخم مرغ (5 درصد) و گوشت خوک (صادرات 11 درصد) است که آن را به بزرگترین صادرکننده گوشت خوک در جهان تبدیل می کند. جایگزینی تولید گوشت اتحادیه اروپا با واردات گوشت می‌تواند امنیت غذایی جهانی را تضعیف کند، زیرا برای تولید همان مقدار گوشت به زمین‌های بیشتری در سایر نقاط جهان نیاز است و فرصت‌های تولید غذای محلی را کاهش می‌دهد. با این حال، این روند را می توان با دو گرایش در این بخش کاهش داد: تمایل کم گوشت به تجارت و کاهش مصرف با افزایش قیمت گوشت و فرآورده های گوشتی؛ از یاد نبریم که فقط 11 درصد از محصولات گوشتی در سطح جهان در چرخه تجارت جهانی معامله می شود. البتهاین مسئله تا حدی به دلیل محدودیت‌های خاص و پیچیدگی‌های بهداشتی و سطوح درآمد افراد جامعه مرتبط است. اتحادیه اروپا می تواند برای جبران حجم از دست رفته مواد غذایی در سطح جهان، سیاست هایی را برای کاهش مصرف داخلی و ضایعات مواد غذایی در نظر بگیرد. سرانهمصرف غذایشهروندان اتحادیه اروپا (3400 کیلو کالری، 781 کیلوگرم) حدود 16 درصد بیشتر از میانگین مصرف جهانی غذا (2900 کیلو کالری، 671 کیلوگرم) است.این با تفاوت در ترکیب رژیم غذایی (اتحادیه اروپا به نسبت سبزیجات کمتر اما گوشت بیشتری مصرف می کند) و با مصرف کلی بیشتر نمایان می شود.کاهش مصرف مواد غذایی به ویژه گوشت، عرضه کلی غذا را افزایش می‌دهد، به‌عنوان مثال، اجازه می‌دهد غلاتی که برای خوراک دام در نظر گرفته می‌شوند به طور مستقیم مصرف شوند.برای دستیابی به این هدف، اقدام هماهنگ در تولید و مصرف گوشت در اروپا لازم است. اتحادیه اروپا و سایر اقتصادهای ثروتمند الگوهای مصرف مواد غذایی خود را صادر می کنند.چنانکهبا افزایش درآمد در مناطق دیگر جهان، مصرف گوشت نیز افزایش می یابد. لذا، کاهش مصرف گوشت برای سالم تر کردن رژیم های غذایی به منظور محدود کردن رشد تقاضا و تولید گوشت جزء اجتناب ناپذیر سیاست زیست محیطی خواهد بود. اروپایی ها به طور متوسط ​​از نیاز روزانه خود به گوشت قرمز (بیش از چهار برابر) و تخم مرغ (دو برابر) فراتر می روند. کاهش ضایعات مواد غذایی، یکی از مهمترین راهکارهای مقابله با بحران غذایی فعلی است.

در نهایت اینکه زنجیره های ارزش جهانی کشاورزی در اروپا پس از جنگ جهانی دوم به سرعت رشد کردند و ماهیت تولید محصولات کشاورزی در سراسر اتحادیه دگرگون ساختند. هنوز اطلاعات کمی در مورد اینکه چگونه مشارکت در این زنجیره‌ها ساختار اقتصاد کشاورزی اروپا را تغییر می‌دهد، وجود دارد. امروزه، غذایی که یک اروپایی می خورد به طور فزاینده ای توسط سیستم های تولید جهانی که از مرزهای متعدد عبور می کنند، تحویل اتحادیه داده می شود. به عنوان مثال، گندم برداشت شده در آرژانتین و اوکراین، در قزاقستان و ترکیه به آرد تبدیل می شود و سپس برای تهیه ماکارونی در ایتالیا و نودل فوری در سوییس به منظور تغذیه مردم در سراسر اروپا صادر می شود.تجارت در بخش کشاورزی و مواد غذایی از اوایل دهه 1990 به صورت واقعی بیش از دو برابر شده استکشورهای نوظهور اروپای شرقی به شرکت کنندگان فعال در بازارهای جهانی تبدیل شده اند و اکنون حدود یک ششم تجارت جهانی کشاورزی را به خود اختصاص داده اند.پیشرفت‌های فناوری تغییر فرآیندهای تولید و تجارت را ممکن ساخته است که به نوبه خود امکان ظهور زنجیره‌های ارزش اروپایی-جهانی در کشاورزی و غذا را فراهم کرده است.AGVCها از اواسط دهه 1900 به سرعت رشد کردند.از دهه 1950 تا 1980، صنایع کشاورزی در دوره پیش از جهانی شدن قرار داشتند و از سنتی، مقیاس کوچک و غیررسمی به مقیاس بزرگتر و رسمی تر تغییر می کردند.از اوایل دهه 1990، زمانی که آزادسازی تجارت با ظهور چین به عنوان یک شرکت کننده اصلی در تجارت جهانی گسترش یافت، کشورها GVCهای کشاورزی خود را از طریق یکپارچه‌سازی سریع عمودی، مدرنیزه کردند. پردازنده‌ها و خرده‌فروشان پیشرو جهانی مواد غذایی به عنوان بازیگران مسلط در AGVCها با پیوند دادن کشاورزان بالادستی با مشتریان پایین دست ظاهر شده‌اند. کشورهای اروپایی سطح نسبتاً بالایی از مشارکت GVC را در هر دو بخش کشاورزی و صنایع غذایی نشان می دهند.همچنین، کشورهای اروپایی بیشتر در مشارکت پایین دستی (پیوندهای رو به عقب) مشارکت دارند،).این الگوی مشارکت AGVC احتمالاً با افزایش تقاضا از اروپا برای کالاهای خام تولید شده درکشورهای پیرامونی آفریقایی (شمال آفریقا، جنوب صحرای آفریقا)؛به منظور تولید بیشتر مواد غذایی فرآوری شده در اروپا هدایت می شود. قراردادهای تجاری ترجیحی (PTAs) در طول زمان عمیق‌تر شده‌اند و اغلب فراتر از سیاست تجاری سنتی بوده و حوزه‌هایی مانند سرمایه‌گذاری، رقابت و حمایت از حقوق مالکیت معنوی را در بر می‌گیرند. قراردادهای تجاری عمیق به کشورهای اروپایی کمک کردند تا در صنایع با ارزش افزوده بالا ادغام شوند. از اوایل دهه 1990، دولت های اروپایی به تدریج موافقت نامه های تجاری عمیق تری امضا کردند و شرکت ها تولید را در سطح بین المللی تقسیم کردند.تحقیقات نشان می‌دهد که تعمیق ترتیبات تجاری یک عامل کلیدی در افزایش زنجیره‌های ارزش جهانی بوده است.این نتایج نشان می دهد که تغییر شکل نظام های بهره برداری در تعامل با روابط سیاست تجاری بین المللی که امروز مشاهده می کنیم ممکن است پیامدهای گسترده ایدر آینده برای صور متنوع زنجیره های ارزش اتحادیه اروپا داشته باشد.

در شبکه های اجتماعی ما را دنبال نمایید.

t.me/kajpress00

instagram.com/kajpressnews 

ble.ir/@kajpress_ir

eitaa.com/kajpress

 

  

 

  

 

 

 

33561927783576807403

  

تمامی حقوق مادی معنوی سایت محفوظ است .